P15

P15
عروس فراری


ویو سانزو
توی راه چند باری نزدیک بود بریم اون دنیا ولی فقط نزدیک بود
رسیدیم به عمارت
ا/ت : ریندو باید رو رانندگیت کار کنی* خنده شیطانی * ( سانزو و ا/ت زود تر رسیدن )
ریندو : کی اینو میگه
ران : کسی که یه بار نصف ماشین رو به فنا داد
همه جر خوردن
ا/ت : نه خیرم !!!بقیه بد رانندگی میکردن !!
سانزو : فعکککک نکنم
ران : اشکال نداره بزرگ میشی یادت میره
ا/ت : ساکت وگرنه میام جرت میدم ها
ران: .....
ا/ت : افرین
سانزو : جدی الان ازش ترسیدی ؟
ریندو میخنده
ران : بزار اینطوری فکر کنه
عمارت از خنده اینا رفت هوا
ا/ت : پاشین باید بریم پیش مایکی گذارش بدیم 💢
رفتن اتاق مایکی و گذارش رو بدن
مایکی : خب ؟ اولین ماموریت واقعیت چطور بود ا/ت ؟
ا/ت : ای بد نبود جات خالی
بقیه تلاش کردن جلوی خنده اش شون رو بگیرن
مایکی " محموله ( درسته ؟) ها رو چک کردین ؟
سانزو : به همشون درست بودن
مایکی : میتونین برین
وقتی داشتن میرفتن بیرون ا/ت اخرین نفر داشت میرفت یه نگاهی به مایکی انداخت و و رفتن بیرون
مایکی *: چطوری این شکلیشون میکنی ا/ت؟همشون.....زیادی خوشحالن *
.
.
.
آخيش بچه ها رفتم کاراته از ۳ جهت مورد عنایت قرار گرفتم 🤣🤣🤣
ولی بازم پارت دادمممم
دیدگاه ها (۲)

حال کنین چی یافتم 😂تومیون 🤣

P14 عروس فراری سلام سلام 😅چیزه جرم ندین دلیل دارمممم ویسگونم...

P 13عروس فراری یکم که گذشت ا/ت رفت ساکورا رو بیدار کرد ساکور...

P10عروس فراریعزیزانم پارم نکنی پارت دادم 🤣همه سریع طرف سوزوم...

سناریو از باتن پارت یک 🥳 مایکی : این جلسه برای اینکه یکی حسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط