داشتم با دختره چت میکردم اومدم بحث و به حرفای خاک برسری ب

داشتم با دختره چت میکردم اومدم بحث و به حرفای خاک برسری بکشونم …

گفتم امشب شب جمعست ها ا ا ا ا






دختره گفت : آره خدا رفتــگان شمارو هم رحـمـت کنه ! ! !
یعنی همه
اجدادم یهویی باهم بهم گفتندهرچی خاک ماست تواون سرت
دیدگاه ها (۲)

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

True Love⑤یک ساعت بعدتهیونگ: چرا خوشحالی؟ لیا: نمیدونم حس خو...

یونگی ویو اومدم نشستم دیدم اون دختره ا/ت با دهن باز بهم خیره...

فیک تهیونگ

مافیای من

سیلام 🧸 بریم برای پارت گذاری رمان قشنگمون🎀❣️رمان :«استاد مغر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط