مرد اگر بودم

مرد اگر بودم
نبودنت را غروب های زمستان
در قهوه خانه ی دوری
سیگار می کشیدم .
نبودنت دود می شد
و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه .
بعد تکیه می دادم به صندلی
چشمهایم را می بستم
و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم
تا بیشتر از یادم بروی 
نامرد اگر بودم
نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم
مرد نیستم اما
نامرد هم نیستم
زنم و نبودنت
پیرهنم شده است!
دیدگاه ها (۳)

دلم می خواهد از دید بعضی آدمها پنهان بمانمآدمهایی که مدام تو...

سگ بزن روی مستی اعصابشب ِ این جمع را خراب بکنجبر با احتمال ِ...

ﺧُﺮﺩ ﻭ ﺧﺮﺍﺏ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽِ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘُﺸﺖِ ﺳﺮ ﻧﻬﺎﺩﻩﺍﻡﺑﺎ ﻋﺼﺎﯼ ﭘﯿﺮ...

......داستانی زیبا از کتاب سوپ جوجه‌برای روح که با بیش از ۳۴...

«عملیات غیر ممکن»𝑃𝑎𝑟𝑡1حدود نیمه های شب ، آسمون ابری بود و هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط