ویو ات
ویو ا.ت:
همینکه اومدم توی لایو هیت ها شروع شدن با دیدن هیت ها لبخند کم کم از صورتم پاک شد
(دختره پیکمی)
(خودشو داره به اعضا میسچپونه)
(امیدوارم بمیره)
(خیلی چاق و زشته)
(زشترین آیدل جهان)
(میتونی از لایوبری بیرون آخه غیر قابل تحملی)
اینا نصف هست هیت هایی بودن که من میگرفتم بهشون عادت کرده بودم ولی دیگه واقعا غیر قابل باور بودن همینطور که اعضا داشتن با آرمی ها حرف میزدن منم داشتم کامنتا رومیخوندم به یه چیزی رسیدم
(بسته هایی که برات فرستادم رو دیدی)
چرا دروغ بگم ولی رنگم پرید واقعا ترسیده بودم که اعضا به سمتم برگشتن
جونگکوک:هی لپ تاب رو بده به من
جونگکوک هم با دیدن هست ها یکم یه جوری شد ولی به روش نیاورد
ویو به چندروز بعد:
باورم نمیشه امروز اولین کنسرتم بود خیلی ذوق داشتم که قراره چه اتفاقی بیوفته از صبح خیلی هیجان دارم قبل از اینکه به سمت محل بارگذاری کنسرت حرکت کنیم یه حموم حسابی کردم تازه کیا خیلی موهامو رنگ میکردم بخاطر همین موهام ریخته بود که بعد از روتین پوستین و موهام لباسامو پوشیدم و با بادیگارد و استف ها به سمت محل بر گذاری کنسرت رفتیم همینکه رسیدیم از ماشین پیاده شدیم و به سمت پشت صحنه رفتیم گیریمورا در حال گریم کردن اعضا بودن که منم روی یکی از صندلی ها نشستم که از موهام شروع کردن
ویو موقع اجرا:
به سمت صحنه رفتیم همین که وارد شدیم یهو صدای داد و جیغ آرمیا بلند شد که شروع کردیم به خواندن رقصیدن اولین آهنگ آهنگ(BUTTER)بود که بعد از اجرا یکم استراحت کردیم که شروع کردیم به خواندن آهنگ دوم که(fake love)که وقتی به پارت نامجون رسید داشتم به آرمیا نگاه میکردم که یه مرد سیاه پوش رو اسلحه به دست دیدم که اصلحش به سمت نامجون گرفته شده بود همینکه خواست شلیک کنه که یهو...
ادامه دارد
حمایت کنید
هر چقدر لایکا پایین باشه منم همون قدر دیر دیر فعالیت میکنم
همینکه اومدم توی لایو هیت ها شروع شدن با دیدن هیت ها لبخند کم کم از صورتم پاک شد
(دختره پیکمی)
(خودشو داره به اعضا میسچپونه)
(امیدوارم بمیره)
(خیلی چاق و زشته)
(زشترین آیدل جهان)
(میتونی از لایوبری بیرون آخه غیر قابل تحملی)
اینا نصف هست هیت هایی بودن که من میگرفتم بهشون عادت کرده بودم ولی دیگه واقعا غیر قابل باور بودن همینطور که اعضا داشتن با آرمی ها حرف میزدن منم داشتم کامنتا رومیخوندم به یه چیزی رسیدم
(بسته هایی که برات فرستادم رو دیدی)
چرا دروغ بگم ولی رنگم پرید واقعا ترسیده بودم که اعضا به سمتم برگشتن
جونگکوک:هی لپ تاب رو بده به من
جونگکوک هم با دیدن هست ها یکم یه جوری شد ولی به روش نیاورد
ویو به چندروز بعد:
باورم نمیشه امروز اولین کنسرتم بود خیلی ذوق داشتم که قراره چه اتفاقی بیوفته از صبح خیلی هیجان دارم قبل از اینکه به سمت محل بارگذاری کنسرت حرکت کنیم یه حموم حسابی کردم تازه کیا خیلی موهامو رنگ میکردم بخاطر همین موهام ریخته بود که بعد از روتین پوستین و موهام لباسامو پوشیدم و با بادیگارد و استف ها به سمت محل بر گذاری کنسرت رفتیم همینکه رسیدیم از ماشین پیاده شدیم و به سمت پشت صحنه رفتیم گیریمورا در حال گریم کردن اعضا بودن که منم روی یکی از صندلی ها نشستم که از موهام شروع کردن
ویو موقع اجرا:
به سمت صحنه رفتیم همین که وارد شدیم یهو صدای داد و جیغ آرمیا بلند شد که شروع کردیم به خواندن رقصیدن اولین آهنگ آهنگ(BUTTER)بود که بعد از اجرا یکم استراحت کردیم که شروع کردیم به خواندن آهنگ دوم که(fake love)که وقتی به پارت نامجون رسید داشتم به آرمیا نگاه میکردم که یه مرد سیاه پوش رو اسلحه به دست دیدم که اصلحش به سمت نامجون گرفته شده بود همینکه خواست شلیک کنه که یهو...
ادامه دارد
حمایت کنید
هر چقدر لایکا پایین باشه منم همون قدر دیر دیر فعالیت میکنم
- ۲.۱k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط