پارت

☆♡پارت: ۱۹♡☆

~سوجین~
مشغول کار کردن بودم و داشتم سفارش هارو می بردم که جونگ کوک و دیدم که روی ی میز نشسته و داره منو نگا میکنه! خدایا این پسره ول کنه من نیست انگار از اذیت کردن من لذت میبره! حیف که اینجا محل کارمه و نمی تونم برم حالشو بگیرم و اینکه سرم خیلی شلوغه پس رفتم به بقیه کارام برسم که...
~جونگ کوک~
بعد از مدرسه تصمیم گرفتم برم اون باری که سوجین توش کار میکنه مطمئنم از دیدن من اعصابش خورد میشه من که عاشق اذیت کردنشم.. نمی دونم چرا ولی اذیت کردن و خیلی دوست دارم... سوار ماشینم شدم و رفتم خونه لباسامو عوض کردم و ی تیپ دختر کش زدم و رفتم سمت بار... رفتم داخل و روی ی میز نشستم.. دور اطراف و ی نگاه انداختم که پیداش کنم اما انگار تو اشپز خونه بود... وقتی از اشپز خونه اومد بیرون منو دید و ی لحظه باچهره متعجب به من خیره شد و بعد چهرش رنگ عصبانیت گرفت.. از چشماش میتونستم بخونم که میخواد بیاد جرم بده.. خواست بره برگرده سرکارش که ی لحظه کرمم فعال شد و صداش زدم...
جونگ کوک: گارسون...
برگشت و منو نگا کرد و با عصبانیت اومد سمتم...
سوجین: تو اینجا چه غلطی میکنی؟!
جونگ کوک: اومدم بار خوش بگذرونم...
سوجین: مگه بهت نگفتم دیگه نیا اینجا؟ خب برو ی جای دیگه خوش بگذرون!
جونگ کوک: نوچ.. اینجا بیشتر بهم خوش میگذره... حالام گارسون خوبی باش و برام ی بتری شراب به همراه تنقلات بیار...
سوجین هوفی کشید و رفت...

امید وارم خوشتون اومده باشه یکم دیگه ام ی پارت دیگه میزارم 💖
لایک و کامنت فراموش نشه❤
دیدگاه ها (۴)

☆♡پارت: ۲۰♡☆سوجین رفت و ی بطری شراب به همراه چند جور تنصلات ...

☆♡پارت: ۲۱♡☆همونطور با تعجب بهشون خیره شده بودم که... سوجین:...

☆♡پارت: ۶۰♡☆بعد اجرا همشون خسته شده بودن... اما از اجرایی که...

☆♡پارت: ۵۹♡☆یک ساعت بعد هواپیما به مقصدش رسید و فرود اومد. ه...

part39 عشق پنهان جونگ کوک: ...《چهره ی سرد》ات: ...چرا انقدر س...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۸ویو فردا صبحاز زبان نویسنده وال...

part18 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》ات اومد کنار من دراز کشید و سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط