ما را نمانده است دگر وقت گفتگو

ما را نمانده است دگر وقت گفتگو
تا درد خویش با تو بگوییم مو به مو

از خار،گرچه گرد حرم پاک کرده ای
تا شام و کوفه راه درازی است پیش رو...

خون گوشواره ها زده بر گوشهایمان
صد بغض مانده جای گلوبند در گلو

تنها گذاشتیم تنت را و می رویم
اما سر تو همسفر ماست کو به کو

بی تاب نیستیم...خداحافظت پدر!
بی آب نیستیم ...خداحافظت عمو!

#محمد_مهدی_سیار

@sher_ir
دیدگاه ها (۴)

اين اشکهای سر زده خواهي نخواهي است يعني تمام شعرم اسير دو ر...

به نظرم ارزش خوندن داره :-D : دوستی از دوستانم در دورود همسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط