ولی چرا انقدر خوشگل شدن هم خواهرم و هم عروس خوشگلم اون بچ
ولی چرا انقدر خوشگل شدن هم خواهرم و هم عروس خوشگلم اون بچه چهار روزشه و من خیلی خوشحالم که دارم بابا میشم
ویو یجی
+دست میرا رو گرفتم و گذاشتم تو دست هیون از روی خوشحالی اشکام میریخت گفتم
+هیون اگه الان مامان و بابا پیشمون بودن مطمئن بودم بهت افتخار میکنن که همچنین پسر و عروسی دارن نشد پسرشون رو تو ی لباس دامادی ببینن ولی مطمئنم از اون بالا که میبینن و درضمن اگه بفهمم میرای منو اذیت کردی خودم میکشمت میرا مثل خواهرمه و میرا اگه بفهمم که داداشمو اذیت کردی من میدونمو تو و اگه اذیتت کرد بهم بگو و اعتماد کن (اشک شوق و ذوق)
&لبخند و باشه حتما
عاقد:خانم شین میرا ایا حاظرین با جئون سوهیون ازدواج کنید
&بله
عاقد:و اقای جئون سوهیون ایا حاظرین خانم شین میرا رو به همسری قبول کنید
-بله
به دین وسیله شما را زن و شوهر اعلام میکنم
و همه دست زدن و جیغ و هورا
ویو بعد عروسی
×رفتیم داخل عمارت هر کی رفت تو اتاق خودش من دیر تر رفتم درو که باز کردم دیدم....
ویو یجی
+دست میرا رو گرفتم و گذاشتم تو دست هیون از روی خوشحالی اشکام میریخت گفتم
+هیون اگه الان مامان و بابا پیشمون بودن مطمئن بودم بهت افتخار میکنن که همچنین پسر و عروسی دارن نشد پسرشون رو تو ی لباس دامادی ببینن ولی مطمئنم از اون بالا که میبینن و درضمن اگه بفهمم میرای منو اذیت کردی خودم میکشمت میرا مثل خواهرمه و میرا اگه بفهمم که داداشمو اذیت کردی من میدونمو تو و اگه اذیتت کرد بهم بگو و اعتماد کن (اشک شوق و ذوق)
&لبخند و باشه حتما
عاقد:خانم شین میرا ایا حاظرین با جئون سوهیون ازدواج کنید
&بله
عاقد:و اقای جئون سوهیون ایا حاظرین خانم شین میرا رو به همسری قبول کنید
-بله
به دین وسیله شما را زن و شوهر اعلام میکنم
و همه دست زدن و جیغ و هورا
ویو بعد عروسی
×رفتیم داخل عمارت هر کی رفت تو اتاق خودش من دیر تر رفتم درو که باز کردم دیدم....
- ۳.۳k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط