عشق
عشق
شکل حجمی از تصوراتی ست
که یک زندانی
با هر دم و بازدم اش
صورتِ معشوقه اش را
روی ذراتِ هوا می تراشد
نفس
اثر انگشتِ مرئی من است
آنگاه که تو
آن سوی دیوارها گریه می کنی
و من رج به رجِ آجرها را
به یادِ موهایت
لمس می کنم
معشوقِ من !
سلول
هر چه سرد تر
حضورِ تو
همان قدر زیباتر ،
همان قدر واضح تر . . .
شکل حجمی از تصوراتی ست
که یک زندانی
با هر دم و بازدم اش
صورتِ معشوقه اش را
روی ذراتِ هوا می تراشد
نفس
اثر انگشتِ مرئی من است
آنگاه که تو
آن سوی دیوارها گریه می کنی
و من رج به رجِ آجرها را
به یادِ موهایت
لمس می کنم
معشوقِ من !
سلول
هر چه سرد تر
حضورِ تو
همان قدر زیباتر ،
همان قدر واضح تر . . .
- ۱۳۸
- ۱۵ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط