یک شبی مجنون نمازش را شکست... بی وضو در کوچه لیلا نشست...

یک شبی مجنون نمازش را شکست... بی وضو در کوچه لیلا نشست....عشق ان شب مست مستش کرده بود.... فارغ از جام الستش کرده بود....سجده ای زد بر لب درگاه او....پر ز لیلا شد دل پر آه او...گفت یا رب از چه خارم کرده ای ... بر صلیب عشق دارم کرده ای... جام لیلا را به دستم داده ای.... و ندر این بازی شکستم داده ای.... نشتر عشقش به جانم میزنی.... دردم از لیلاست آنم میزنی...خسته ام زین عشق،دل خونم مکن...من که مجنونم تومجنونم مکن... مرد این بازیچه دیگر نیستم...این تو و لیلای تو،من نیستم...گفت ای دیوانه لیلایت منم... در رگ پیدا و پنهانت منم...سالها با جور لیلا ساختی... من کنارت بودم و نشناختی... عشق لیلا در دلت انداختم...صد قمار عشق یک جا باختم...کردمت آواره صحرا نشد...گفتم عاقل میشوی اما نشد...سوختم در حسرت یک یا ربت...غیر لیلا برنیامد از لبت... روز و شب او را صدا کردی ولی...دیدم امشب با منی گفتم بلی...مطمءن بودم به من سر میزنی...در حریم خانه ام درمیزنی... حال این لیلا که خارت کرده بود...درس عشقش بی قرارت کرده بود...مرد راهم باش تا شاهت کنم... صد چو لیلا کشته در راهت کنم...
دیدگاه ها (۲)

آمین....!!

"شاید بپرسی از خودت کجام و در چه حالی امبرای دلخوشیت میگم خو...

ﺩِﻟـَﻢ ﮔِﺮِﻓﺘـِـﻪ ﺍَﺳـﺖ...!ﯾــﺎ ﺩِﻟـﮕﯿــﺮَﻡ...!ﯾـﺎ ﺷﺎﯾَـﺪ ﻫَ...

هوا دو نفرس ولی ما سه تاییم!!! من سیگارم فندکم

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

جادویی عشق part 22 مردي قدبلند با چشم و ابرو مشكي و موهاي مش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط