«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »

موضوع: اگر بگین «من اوتاکو‌ام» و اونا هم اوتاکو بشن... 😂🎌💙

⚽ ایتوشی رین
اولش یه نگاه عجیب بهت می‌کرد.

«اوتاکو؟»

ولی وقتی می‌دید با چه ذوقی درباره انیمه‌ها حرف می‌زنی، کم‌کم کنجکاو می‌شد.

بعد از یه مدت:

«قسمت جدید رو دیدی؟»

و خودش هم وانمود می‌کرد براش مهم نیست، ولی همه رو دیده بود. 😂

⚽ ناگی سیشیرو
اولین واکنشش:

«یعنی باید انیمه ببینم؟...»

بعد از یه قسمت:

«فقط یکی دیگه.»

چند ساعت بعد:

«چرا این شخصیت حذف شد؟ 😭»

و تبدیل به اوتاکوی تنبل ولی حرفه‌ای می‌شد. 😂

⚽ رئو میکاگه
خیلی سریع وارد دنیای انیمه می‌شد.

حتی ممکن بود برات کلی وسیله‌ی مربوط به انیمه بخره.

«حالا که دوستش داری، منم باید بشناسمش.»

⚽ ایساگی یوئیچی
اول فقط برای اینکه تو خوشحال بشی شروع می‌کرد.

ولی بعد واقعاً جذب داستان و شخصیت‌ها می‌شد.

«صبر کن... این شخصیت واقعاً حرکت جالبی زد.»

⚽ باچیرا مگورو
از همون اول ذوق می‌کرد. 😂

«تو هم دنیای خیالی داری؟!»

بعد باهم درباره شخصیت‌ها بحث می‌کردین و حتی برای خودتون لقب می‌ساختین.

⚽ شیدو ریوسه
اول مسخره می‌کرد:

«تو برای آدمای کارتونی اینقدر هیجان داری؟»

ولی چند قسمت بعد:

«اون شخصیت بدجوری خفنه.»

بعد هم انکار می‌کرد که فن شده. 😂

⚽ ایتوشی سائه
اول می‌گفت:

«وقت تلف کردنه.»

ولی اگر ببینه چقدر خوشحال می‌شی، یه فرصت می‌ده.

بعد یه روز یهو می‌گه:

«اون انیمه‌ای که گفتی... قسمت بعدیش کی میاد؟»

⚽ نیکو ایکّی
خیلی آروم واردش می‌شد.

اول فقط گوش می‌داد، بعد کم‌کم خودش نظریه می‌داد:

«فکر کنم این شخصیت یه راز داره...»

و تبدیل به اون اوتاکویی می‌شد که همه چیز رو تحلیل می‌کنه. 🤍
دیدگاه ها (۱۱)

حیحییییی 🤓 💅🏻

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: اگر خیلی ازتون بترسن ولی خود...

عه اومد

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: اگر برای اولین بار ببینن چقد...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: اگر بهشون بگین «من خیلی مظل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط