شبی در کوچه ی غربت

شبی در کوچه ی غربت
قیــامت را بپـــا کردم
نشستم زیر دیواری
به یادت گریه ها کردم
صدای گریه ام پیچید
در آفـــاق تـــنهایی
تــو را از دور دســــت
خاطرات خود صدا کردم
دیدگاه ها (۱)

ختم مطلب: شده ام آدم دیگر با عشقآنچه هستم که نبودم به خدا من...

چند‌ پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``خانوادت‌ اذیتت‌ میکنن‌‌ ‌و‌ اون.....

ویو نویسنده تمام خاطرات مسخره و وحشتناکش براش مرور شده بود ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط