در طلبم خیال تو دوش میان انجمن

در طلبم خیال تو دوش میان انجمن
می نشناخت بنده را می نگریست روبرو
چون بشناخت بنده را بنده کژرونده را
گفت بیا به خانه هی چند روی تو سو به سو
دیدگاه ها (۱)

تقدیم بتو . گفتمش ای رسول جان ای سبب نزول جان زانک تو خورده ...

باده ناب خورده ای نقل خلال خورده ای ...عشق در امد از درم دست...

هو. عنایات خود ساقی اغاز کن دگر بارمیخانه را باز کن بفرمای ت...

علی مدد ...باده عام از برون باده عارف از درونبوی دهان بیان ک...

«عشق در دبیرستان»«پارت اول»می یونگ صبح با الارم گوشی بلند می...

سناریو بادشکن

پآرت ⁴نوا و می‌سو کنار نیمکت وایساده بودن. می‌سو داشت از جیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط