هر بار پدرم با اعتماد به نفس بهم میگه ما همیشه خیالمون از

هر بار پدرم با اعتماد به نفس بهم میگه ما همیشه خیالمون از تو راحت بود واقعا عصبی میشم، خب ای کاش نبود، ای کاش طوری بزرگم نکرده بودی که عادت کنم تک تک مشکلاتم رو در ایزوله‌ترین حالت ممکن حل کنم.🥺😞


#دلنویس
#شخصی
#دخترونه



حوالی زندگی من، اگر پیدایت شد، بهتر است کمی مراعات حال مرا بکنی.
من از یک نبرد خیلی سخت و با دست‌های خالی به خانه‌ام برگشته‌ام.
چیزی از زندگی برایم باقی نمانده است.
فرمانده‌ای هستم تنها، که سربازهایم همگی‌شان به من شلیک کردند.


#دلنوشته_های_من
#حرفهای_ناگفته

#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

#شهریوریک دختر بچه ی لوس ولجباز است! همین که از راه می رسد، ...

مبادا قصه ات شود حکایت رفتگان بی بازگشت ، که از دست رفتند در...

#طو از کدام قبیله‌ایکه عشق را چنین تمام و کمال در تو نهادند؟...

دوست داشتن #طو اماآخرین نخی‌ستکه مرا وصل می‌کند به زندگی...ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط