ازکوچه ی زیبای توامروز گذشتم

ازکوچه ی زیبای توامروز گذشتم
دیدم که همان عاشق معشوقه پرستم
یک لحظه به یادتودرآن کوچه نشستم

دیدم که ز سر تابه قدم شوق وامیدم
هر چند گل از خرمن عشق تو نچیدم

آن شورجوانی نرود لحظه ای ازیاد
ای راحت جان ودل من خانه ات آباد
با یاد رخت این دل افسرده شود شاد

هرگز نشود مهرتوای شوخ فراموش
کی آتش عشق توشود یک سره خاموش

هرجا که نشستم سخن ازعشق توگفتم
با اشک جگر سوز،دل سخت توگفتم

خاک ره این کوچه به خار مژه رفتم

دل می تپد ازشوق که امروز کجایی
شاید که دگرباره ازاین کوچه بیا یی

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۲)

سلام این دوستمه ممنون میشم لایکش کنید و دنبال تا ازاد بشه ht...

جاده جنگلی عباس اباد غرب مازندارنواقعا فوق العادس

شــــــــــراببــــــــــرایــــــــــت می آورم....بنـــــــ...

سه چیز تحملش خیلی سخته ۱_ حق باتو باشه ولی بهت زوربگن ۲_ بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط