وقتی کسی را بکشی حتما از او چیزی نزد تو باقی می ماند. یک

وقتی کسی را بکشی حتما از او چیزی نزد تو باقی می ماند. یک تصویر، یک بو، یک نفس، یک آه، یک نفرین، یک صدا...
من به این، نفرینِ مقتول می گویم. به بدنت می چسبد،روح ات را تراش می دهد، از جسم ات عبور می کند،تا زمانی که به اعماق قلبت نفوذ کند. در آنجا می ماند تا دوباره متولد شود. در خواب به سراغ ات می آید و تو با ترس از خواب بیدار می شوی.
روزها با آن می توانی کنار بیایی اما شب ها در رختخواب تنها هستی. آن جاست که از ترس عرق می کنی. هر مقتول در درون قاتلش به زندگی ادامه می دهد.
از زمانی که هابیل،قابیل را کشت،هیچ قاتلی نتوانسته است از پذیرفتن امانت مقتولش سر باز زند.

دولت عشق، الی شافاک
دیدگاه ها (۱)

جانِ هر زنده دلیزنده به جانی دگرست...«خواجوی کرمانی»

در خاطرات هرکسی، چیزهایی است که به هیچ کس نمی گوید، فقط برای...

تو می‌گذریزمان می‌گذرد،چه کنمبا دلی که از توتوان گذشتنشنیست؟...

آدمیزاد موجود عجیبی است؛ راستی چرا برای هدایتش ۱۲۴۰۰۰ پیامبر...

Between sleep and breath

۱۴۰۰۰ گزاره امیدبخش درروزگار بحران

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط