به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانت

به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانت

بساط گل به لب دارم ، بیفشانم به دامانت ؟

تمام شهر در خواب است و من به یاد تو بیدارم

سراپا چشم دیدارم که شب تا ابد ز مژگانت

خیال مونست امشب ، امید دست گرم توست

 چه خوش بخشیده رویایی به من لبخند پنهانت

به هم زد یک کلام تو  شکوه شهرک دل را

چه کاری کرده ای با دل ، بگو جانم به قربانت ؟

چه بنوازی چه ننوازی غرورم سهم قلب تو

تن و دل را بپیچم در حریم عشق سوزانت...‌
دیدگاه ها (۱)

‌ این خزانم را نبین من هم بهاری داشتمبا تمام بی کسی هایم تبا...

کـنـار ایـن هـمـه مـهـمـان چـقـدر تـنـهـایـممیان این همه ناخ...

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟با دو چشمان پر از اشک صدایش ...

به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ، بی...

به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ، بی...

به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ، بی...

به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ، بی...

بساط گل به لب دارم ، بیفشانم به دامانت ؟تمام شهر در خواب است...

@taninبه ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دار...

مــــن و یــــــــاد تـــــو بـه سـاز عشـق مـی چـرخـم بـه بـ...

به ساز عشق میخوانم به یاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ،بی...

به ساز عشق میخوانم به یاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ،بی...

به ساز عشق میخوانم به یاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ،بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط