رازی نهفته در پس حرفی نگفته است

رازی نهفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درد دل کنم و دردسر شود!

+مگذار درد و دل کنم و دردسر شود
+ای جانـ
+عالی بود

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۳)

تب کرده ام پیراهنم ویروس داردگلبته هایش داغ نامحسوس دارد من ...

در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شدترس از رقیب بود … که آخر زیاد...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده استچه کرده ای که ز بود و نب...

هر چه ماندم چشم در راه تو ، عاشق تر شدمچشم در راهم ، بیا... ...

درد دل کردن برای چشم ظاهر بین خطاستآنچه با آئینه خواهم گفت:آ...

⤸ ای دل به خدا قسم ضرر دارد عشق صد درد و هزار دردسر دارد عشق...

چندیست از تو غافلم ای زندگی ببخش!چنگی به دل نمیزنی این روزها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط