به پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاست


بـه پیش روی من , تا چشم یاری میکند دریاست
چــراغ سـاحل آســودگی ها در افـق پیداست !

در این ساحل که من افتاده ام خاموش
غـمم دریـا , دلم تنهاست.

وجـودم بسته در زنجیـر خونین تعلق هاست !

خــروش موج , می کند بامن نجــوا

که هرکس دل به دریا زد رهایی یافت !
که هرکس دل به دریا زد رهایی یافت.. مـرا آن دل که بر دریا زنم نیست ...
زپا این بند خونین بــرکنم نیست

امید آنـکه جان خسـته ام را ,
به آن نادیده ســاحل افکنم نیست !
#فــریدون_مشیــری
دیدگاه ها (۱)

مدت هاست چهره ات را ،،،عـاشـقـانـہ در ذهـنـم ،،،نقـاشی مے ڪن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط