او بچه ای است که میبینید. خوب هم میبیند. تیز هم میبیند و

او بچه ای است که میبینید. خوب هم میبیند. تیز هم میبیند و همه را ضبط می کند. هم صحبت هایش یک پیرمرد عاشق قرآن و ویکتور هوگو و یک پیرزن دردمند است. هرچند با بچه ها حرف می زند و بازی می کند، اما با آنها یکی نمی شود. در مجاورت آنها بچه نمی شود. او بچه ای است ساخته ی نویسنده، اما به شدت پذیرفتنی و دوست داشتنی.”

-قسمتی از توضیح جلد کتاب
#کتاب
دیدگاه ها (۱)

تو بودنِ مرا انکار می کنیو من نبودنت را،مسئله این است..کوتاه...

خائنانه ترین خیانت ها آن هایی هستند که وقتی یک جلیقه ی نجات ...

جنگ، قانون ابدی زندگی است و صلح، آسایش میان دو جنگ است.((نیچ...

پارت ۷+سریع باش، باید بریم *سعی می کنم نگرانی ای که مثل خوره...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط