شب فرو می افتاد

شب فرو می افتاد
به درون آمدم و
پنجره ها رابستم...

باد با شاخه در
آویخته بود
من در این خانه...

تنها...تنها!
غم عالم به دلم
ریخته بود...


#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۲)

r

پروَردَمت به ناز، که بنشینم ات به پای آخر چرا به خاکِ سیه م...

r

به پایان فکر نکناندیشیدن به پایان هر چیزشیرینی حضورش ...

هر کسی فکرش آشوب است ...شب ها هر کسی پشت پنجره ی خانه اش درو...

عاشقانه های شبنم

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست ناگهان باز دلم یاد تو افتاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط