پایان داستانها اغلب می گویند : "آنها ازدواج کردند و صاحب

پایان داستانها اغلب می گویند : "آنها ازدواج کردند و صاحب فرزندان زیادی شدند." بله،البته،اما آیا عشق صرفاً ازدواج کردن و داشتن فرزندان زیاد است؟چنین تعبیری نسبتاً سطحی و مبتذل است. این تصور که عشق منحصراً با خلق کانون خانواده تحقق می یابد و به انجام می رسد، ابداً قانع کننده نیست.
نه به این دلیل که کانون خانواده نقشی در عشق ندارد، به گمان من کانون خانواده در عشق مؤثر است، اما عشق را نمی توان بدان فروکاست.
باید دانست که تولّد کودک بخشی از عشق است، اما در عین حال نباید چنین نتیجه گرفت که تولّد کودک تحقق و مقصود نهایی عشق است.
واقعاً مدت زمانی که عشق تاب می آورد برایم مهم است.
دقیق تر بگوییم : صرفاً از "تاب آوردن" عشق نباید چنین نتیجه گرفت که عشق تداوم می یابد و همیشگی یا ابدی است.
باید دانست که عشق برای تداوم یافتن در زندگی راهی متفاوت ابداع می کند. باید دانست که وجود همگان، وقتی توسط عشق در بوته ی آزمایش گذارده شود، راهی تازه برای گذران عمر پیش روی خود می بیند.
البته، چنانچه پا جای پای شعرا بگذاریم، باید بگوییم عشق "میل شدید به تاب آوردن" نیز هست. اما عشق، بیش از آن، ابداع دوباره ی زندگی است.
آلن بدیو
دیدگاه ها (۱۳)

روزی لویی شانزدهم سربازی را کنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید...

خداوندا؛حال که منت نهادی و در بامدادی دیگر بیدارم کردی و جان...

شخصی نزد زرتشت رفت و گفت: فلانی پشت سرت چیزی گفته است... زرت...

عشقراهی‌ست برای بازگشت به خانهبعد از کاربعد از جنگ‌بعد از زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط