از عاشقی نشانه بیاور برای من

از عاشقی نشانه بیاور برای من
من عاشقم، بهانه بیاور برای من

من قانعم، کبوتر پرواز نیستم
یک دام، آب و دانه بیاور برای من

یک زنجره شبانه برایت می‌آورم
یک حنجره ترانه بیاور برای من

یک ذره مهربان شو و با مهربانی‌ات
خورشید را به خانه بیاور برای من

از های و هوی صلح بزرگان دلم گرفت
یک قهر کودکانه بیاور برای من

جواد زهتاب
دیدگاه ها (۱)

غزل سرودم و گفتی که شاعران آری !بگو بگو تو به من هر چه در دل...

ﯾﮏ ﻭﻗﺘﯽ؛...ﺑﺪﻓﻬﻤﯽ ﻫﺎ ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ!ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ؛ ﺍﺯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻫﺎ...

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی!نامه ای خیس به دستم برسانی برو...

ﺍﺟﺎﺯﻩ ! ﻟﺤﻈﻪﺍﻱ ﺗﻮﻱ ﺧﻴﺎﻟﺖ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺑﺎﺷﻢ؟ﺩﻋﺎﯼ ﻟﺤﻈﻪﯼ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺳﺎﻟﺖ ﻣﯽ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط