ویو ا.ت
ویو ا.ت
چند دقیقه طول کشید که همه وی یادم بیاد و کیوکا هم یادم اومد فکر کردم مرده تا الان و گریه کردم اون بهترین دوست من بود به خودم اومدم و دیدم که مایکی بغل دستم هست
ویو مایکی
چرا گریه میکنی الان که همه چیز تموم شده تازه کسی هم نمرده
ا.ت.. حتی کیوکا هم زنده هس یعنی نمرده اصلا از کجا گیرش آوردی اون گروگان گرفته شده بود
حالا که زنده هس و سالم هم هست تو همین عمارت بونتن هست از پرستار پرسیدم چند وقت دیگه خوب میشی بهم گفت یه هفته پس هفته دیگه که خوب شدی باهم میریم بیرون بعد هم بره مراسم نامزدی مون فکر میکنیم باشه
ا.ت ..: چههه نامزدی چقدر زود نموخامممممم هنوز نه
مایکی : نه او اینا نداریم همینه که هست خیلی هم دلت بخواد که من شوهر آیندت شم
نویسنده درحال جر خوردن
ا.ت:....... سخنی ندارد
بعد هم کنار هم دیگه کپه مرگتونه میزارید کیوکا هم زنده مونده خیالت راحت
چند دقیقه طول کشید که همه وی یادم بیاد و کیوکا هم یادم اومد فکر کردم مرده تا الان و گریه کردم اون بهترین دوست من بود به خودم اومدم و دیدم که مایکی بغل دستم هست
ویو مایکی
چرا گریه میکنی الان که همه چیز تموم شده تازه کسی هم نمرده
ا.ت.. حتی کیوکا هم زنده هس یعنی نمرده اصلا از کجا گیرش آوردی اون گروگان گرفته شده بود
حالا که زنده هس و سالم هم هست تو همین عمارت بونتن هست از پرستار پرسیدم چند وقت دیگه خوب میشی بهم گفت یه هفته پس هفته دیگه که خوب شدی باهم میریم بیرون بعد هم بره مراسم نامزدی مون فکر میکنیم باشه
ا.ت ..: چههه نامزدی چقدر زود نموخامممممم هنوز نه
مایکی : نه او اینا نداریم همینه که هست خیلی هم دلت بخواد که من شوهر آیندت شم
نویسنده درحال جر خوردن
ا.ت:....... سخنی ندارد
بعد هم کنار هم دیگه کپه مرگتونه میزارید کیوکا هم زنده مونده خیالت راحت
- ۱۰۲
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط