به یاد توست که خوابیده ام کنار زنم

به یاد توست که خوابیده ام کنار زنم
به یاد توست که در آمده است پیرهنم

تو زیر پوست شب خواب ماه می بینی
و من به یاد توام دست می کشم به زنم

کنار گوش زنم با تو حرف خواهم زد
به یاد تو می بوسد لبان پوست کنم

درون چشم زنم عاشق تو خواهم بود
فقط به خاطر تو خیره می شوم به زنم

به ساق و ران زنم دست می کشم هرشب
به خاطر تو به حمام می رود بدنم

کنار زلف زنم مست می کنم با تو
به گریه می افتم شیشه شیشه می شکنم

اگر که چاق و عرق بو و گنده تن باشم
به دست های زنم عطر می زنی به تنم

به خاطر تو طلاقش نمی دهم هرگز
به خاطر تو به فکر از او جدا شدنم

به خاطر تو به فکر طناب و تیر و سمم
به خاطر تو به اینجا کشیده خواستنم

اگر کنار زنم عاشقت نباشم پس
فراروایت هایی مثل عشق را چه کنم

تو را به جان زنم دوست دارم ای اندوه
تو هم مرا می خواهی زیاد...مطمئنم...



وحیدنجفی
دیدگاه ها (۴)

بیا خاص باشیم...بیا وسطِ یک جمع دوستـانه چشم ها را گرد کنیمم...

مپـــرس حال مــرا روزگـــــار یــارم نیــستجهنـمـی شـده ام ه...

دست‌هایت راکه باز کنی ،به هیچ جا بند نیستم ،سقوط می‌کنم .......

وسطِ همه گناهها گناهی هست که شبها قبلِ خواب آدمها را رها نمی...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.40(از زبون جونگ...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط