من یتیمم که فلک خانه خرابم کرده
من یتیمم که فلک خانه خرابم کرده
نیمه جان شمعیم و هجرتو ابم کرده
غارت و اتش معجر سر جایش باقی
داغی ضربه ی سیلی چه کبابم کرده
با اشاره ز ورم های تنم خون ریزد
ضربه ها در یم غمها چو حبابم کرده
درد زانو به کجا داده مجالم بر خواب
یاد رویای تو ارام به خوابم کرده
کو علمدار سپاهت که ببیند دشمن
این چنین ملعبه ی بزم شرابم کرده
خسته ام بس که عدو همره هرضرب لگد
خارجی خوانده مرا. برده خطابم کرده
کف پا تا به سرم بس که تورم دارد
زن غساله ی این شهر جوابم کرده...........
نیمه جان شمعیم و هجرتو ابم کرده
غارت و اتش معجر سر جایش باقی
داغی ضربه ی سیلی چه کبابم کرده
با اشاره ز ورم های تنم خون ریزد
ضربه ها در یم غمها چو حبابم کرده
درد زانو به کجا داده مجالم بر خواب
یاد رویای تو ارام به خوابم کرده
کو علمدار سپاهت که ببیند دشمن
این چنین ملعبه ی بزم شرابم کرده
خسته ام بس که عدو همره هرضرب لگد
خارجی خوانده مرا. برده خطابم کرده
کف پا تا به سرم بس که تورم دارد
زن غساله ی این شهر جوابم کرده...........
- ۱.۰k
- ۱۴ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط