یه مدت یکیو میخواستم انقدر از این آدم بت ساختم که یه شب ح

یه مدت یکیو میخواستم انقدر از این آدم بت ساختم که یه شب حضرت ابراهیم اومد به خوابم گفت داداش بیخیال این یکی شو، این کار منم نیست 💔 ✌
دیدگاه ها (۱)

😻 😻 😻

:)

دعآ کُن بَعد اَز این از تو فِکرِ تُ دَرآم👽

قشنگن اون دلتنگیایی که بعد شب بخیر دوباره پیام میدن بیداری؟ ...

کونیچیوا مینا_سان 👋 میخواستم 3 تا چیز رو بگم!اول:ببخشید یه م...

ادامه اون مهم

ارت بلاک بودنم سخته ها (یا خدا چقدر صورتی شده)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط