گاهی دلتنگی شبیه دیدن عکسی قدیمی میان آلبوم خانوادگی‌ست،

گاهی دلتنگی شبیه دیدن عکسی قدیمی میان آلبوم خانوادگی‌ست، شبیه پیدا کردن نوشته ای غبار گرفته از زیر فرش های کفِ اتاق، چیزی مانند بوی کمرنگِ عطر از شیشه ی خالی ادکلن مورد علاقه ات، دیدن شاخه گلی خشک میان صفحات کتاب قطوری که مدت ها بازش نکرده ای، خواندن دوباره ی کارت پستالهای نَم کشیده و ملاقات اتفاقی با چهره ای که سالها پیش همسایه ات بوده..



#دلتنگی #عکس #خاطره #کتاب #دخترک_مغرور #خدایا_به_امید_تو
دیدگاه ها (۱)

به بابام گفتم : بابا منم اَپل میخوام ..#خنده #اَپل #بابام #د...

علی لندی نوجوان ۱۵ ساله ایذه‌ای چندی پیش در یک عمل خود جوش ف...

آقامون گفته : عکس ازت ببینم ...ریز ریزت میکنم ..#آقامون #خند...

ســــــــــلام صبحتون بخیر در این صبح زیبااز خدای مهر...

افسانه ی خون و گل قسمت ۳۹: در آستانه‌ی خلاءقلعه با صدایی مه...

رمان بیدل و دلبر به قلم نویسنده نازنین کاوسی مقدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط