اشتباه خاص
اشتباه خاص!
ادامه پارت²²
پدرش با باز شدن در با نگاهی سرد ک با تهیونگ مو نمیزد از کنار جونگکوک رد شد .
تهیونگ بش نگاه کرد و دستاش رو توی جیب شلوارش فرو میبرد ب پسرش خیره شد:خب خب..هووم..جدیدا موش گربه بازی میکنی؟..پس بزار ب روش من پیش بری..
محکم با کشیدن دست پسر و قفل کردن درب همه چی تموم شد!
...
خواهرای تسبیح بدست..دیگه خدایی الان شرط لازم نی؟
لایک ها:⁹
کامنت:⁶*غیر انسان های تکراری*
ادامه پارت²²
پدرش با باز شدن در با نگاهی سرد ک با تهیونگ مو نمیزد از کنار جونگکوک رد شد .
تهیونگ بش نگاه کرد و دستاش رو توی جیب شلوارش فرو میبرد ب پسرش خیره شد:خب خب..هووم..جدیدا موش گربه بازی میکنی؟..پس بزار ب روش من پیش بری..
محکم با کشیدن دست پسر و قفل کردن درب همه چی تموم شد!
...
خواهرای تسبیح بدست..دیگه خدایی الان شرط لازم نی؟
لایک ها:⁹
کامنت:⁶*غیر انسان های تکراری*
- ۷.۲k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط