شهر از هجوم خاطره هایت به من پُر است

شهر از هجوم خاطره هایت به من پُر است
بعد از تو شهر از منِ دیوانه دلخور است

از من که بین بود و عدم پرسه میزدم
تو بودی و کنار خودم پرسه میزدم

تو بودی و تمام غزل ها ترانه ها
من بودم و تمام ستم ها بهانه ها

من بودم و مجال شگفتی برای عشق
تو بودی و تحمل سخت بهای عشق

قلبم به خاطر تو مرا طرد کرده است
میسوزد از کسی که تو را سرد کرده است

از عشق رد شدی که من از ترس رد شوم
دیگر نمیتوانم از این درس رد شوم

این بار آخر است برای خودم نه تو
من پشت خط فاجعه عاشق شدم نه تو

گرداب را درون خودت غرق میکنی
تو با تمام حادثه ها فرق میکنی
دیدگاه ها (۱۲)

ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم توحس لذت آور شهناز دارد چشم...

شوق پرکشیدن است در سرم، قبول کندل‌شکسته‌ام اگر نمی‌پرم، قبول...

دو باره داغ کرده ام برای من غزل بگوبپاش دل در آسمان از عشق ب...

❣ کسی را از خوب بودن خسته نکنیم!خدا نکند انسانی از خوب بودنش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

🎶..هزار ساله که شوم اگر مانده باشی مستترت خواهم کرد آنگونه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط