خدای غیب دیده نشد،ظهورش باور شد.اماقصه را راویان ما بد گو
خدای غیب دیده نشد،ظهورش باور شد.اماقصه را راویان ما بد گویاکردند،وبه وعده وفا نکردند یاتنبلی کردندضعف درقدرت نداشتن آنهاپیداشد،قصه گویی که خداست،دست بزرگش قرعه را اینبار به ما داد.به نام نشان،خودم وخدای خودم رسیدم.همه چیز برایم جور دیگریست معنایی،به
زندگی،تاریکم داد،نور اوتجلی یافت،زیبایی علم دانشی ازغیب واحساسی خاص به من بخشید،که دانایی وبزرگی بودکه باوجود این دشمنان شرور پلید،هم نتوانستندمرا از هدفم دور کنند،باورش سخت بود،قدرتم برای ایستادن دربرابرآنها باخدایی بودم،که پادشاهیش فراموش شده بود.
زندگی،تاریکم داد،نور اوتجلی یافت،زیبایی علم دانشی ازغیب واحساسی خاص به من بخشید،که دانایی وبزرگی بودکه باوجود این دشمنان شرور پلید،هم نتوانستندمرا از هدفم دور کنند،باورش سخت بود،قدرتم برای ایستادن دربرابرآنها باخدایی بودم،که پادشاهیش فراموش شده بود.
- ۱۸۳
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط