پارت ۴۴

پارت ۴۴


ویو ا/ت
لباسم رو عوض کردم و یکم آرایش کردم میخواستم برم بیرون که...
شوگا:(در و باز کرد)
ا/ت:برو بیرون
شوگا:سلام بلد نیستی؟
ا/ت:عه سلام....نفهمیدم تویی
شوگا:باشه.....میای بریم بیرون...
ا/ت:برنامه خودمم همین بود پس باشه...
شوگا:بریم پس...
(رفتیم پایین)
تهیونگ:بیبی خیلی خوشگل شدی
ا/ت:ممنونم...
تهیونگ:کجا میری؟
ا/ت:میریم پیاده روی
تهیونگ:باشه...
(رفتیم بیرون از خونه)
شوگا:خب بگو...
ا/ت:چیو؟..
شوگا:واقعا عاشقش شدی؟
ا/ت:بیا راه بریم...
شوگا:ا/ت با توعم
ا/ت:آره شدم مگه چیه؟
شوگا:فقط پرسیدم همین
ا/ت:باشه بیا بریم کافه اونجا...
شوگا:باشه...
(رفتیم تو کافه)
اومدیم تو کافه سفارش دادیم و داشتیم قهوه هامون رو می‌خوردیم
ا/ت:شوگا من باید ی چی بگم...
شوگا:بگو‌....
ا/ت:راستش...ی...یجی...
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳)

نام نام نام

رمان:جنایت کارانپارت:6جیسو:حس میکنم اینو شنیدم،عا اره اسم اک...

رمان:جنایت کارانپارت:5ویو ا/تخونه خالی شد،فقط من و هیونجین ب...

1:قرارم نیس نقش بدی داشته باشه2:تریاک مفید نیستتتتت3:بیرونم ...

وقتی وکیل اکست شدی..

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

part. 24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط