#Part104

#Part104
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

لبخندی به روش زدم ودستم رو بردم سمت دستش
کنار نکشید، این برای من خیلی زیاد بود...
_نگران نباش میرسونمت خونه الان
اخماش رو کشید تو هم
_ خودم چلاغ نیستم میتونم برم، با این حالت نمی خوام برم، پاشو میرسونمت خونت بعد یه دربست بگیر برای من تا...
نیم خیز شدم و به سرمی که توی دستم بود نگاهی انداختم ، خودم حال خودم رو بهتر میفهمیدم
میدونم که حالم خوبه!
سرُم رو از دستم کشیدم شیرین جیغی کشید
_ دیوونه شدی؟
لبخندی به روش زدم چسب رو روی دستم گذاشتم
_ آره وقتی تو پیشمی دیوونه میشم دیوونه ی تو
اخمی کرد و از رو صندلیش بلند شد
از تخت اومدم پایین و کفشهام رو پوشیدم خواستم برم سمت کتم که در اتاق باز شد
_ آقا شما هنوز سرمتون تموم نشده
برگشتم سمت پرستاری میان سالی که داشت با اخم نگام میکرد
_ دراز بکش ببینم
_ خانم من خودم رو خوب میشناسم میدونم الان خوبم!
_ میدونی وقتی اوردنت اینجا فشارت چقدر پایین بود؟ اینه خوب بودنت؟ بذار حداقل...
ای بابا ول کن نبود
_ خانم من حالم خوبه و الان با رضایت شخصیم میخوام برم
شیرین با یه حالتی داشت نگام میکرد
حسش رو درک نمیکردم، تا حالا با این قیافه ی شیرین مواجه نشده بودم
پرستاره اومد سمتم و بازم فشارم رو گرفت وقتی دید حالم خوبه بالاخره ول کرد برم
دیدگاه ها (۱)

ادامه پارت 194و دو طرف صورتش رو گرفتم و لباش رو بوسیدم. با ل...

به ۳۰تا برسونید تا امشب۶تا پارت بزارم

رمان آرام باشپارت ۱۰ ‌باهم رفتیم پایین کامیار منو گذاشت رو ک...

part 37نامجون آروم بهش کمک کرد دراز بکشه و پتو رو روش مرتب ک...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_94بازوشو جلوم آورد ..الان ان...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط