قرار ابرهای بی‌وطن بیهوده‌پیمایی‌ست

قرار ابرهای بی‌وطن بیهوده‌پیمایی‌ست
در آغوشم بگیر ای آسمان! روح تو دریایی‌ست

دمی سرسبزی ما را به پای سرخوشی مگذار
درختی مثل من هرسال ناچار از شکوفایی‌ست

تو هم بیچاره‌ای! بیچاره چون شیری که می‌داند
فقط وقت عبور از حلقه‌ی آتش تماشایی‌ست

چراغ حسن می‌افروزی و در شهر می‌گردی
ولی این دلربایی نیست، این تشییع زیبایی‌ست

به مردم چون پناه آوردم از تنهایی‌ام دیدم
که از «تنها شدن» جانکاه تر «احساس تنهایی»‌ست
دیدگاه ها (۱)

قرار ابرهای بی‌وطن بیهوده‌پیمایی‌ستدر آغوشم بگیر ای آسمان! ر...

قرار ابرهای بی‌وطن بیهوده‌پیمایی‌ستدر آغوشم بگیر ای آسمان! ر...

🍒🌱قرار ابرهای بی‌وطن بیهوده‌پیمایی‌ستدر آغوشم بگیر ای آسمان ...

قرار ابرهای بی‌وطن بیهوده‌پیمایی‌ستدر آغوشم بگیر، ای آسمان! ...

قرار ابرهای بی‌وطن بیهوده‌پیمایی‌ستدر آغوشم بگیر، ای آسمان! ...

دمی سرسبزی ما را به پای سرخوشی مگذاردرختی مثل من هرسال ناچار...

شاخه‌ای خشکید و از چنگ شکوفایی گریختخوش‌به‌حال هرکه از غم‌ها...

🍒🌱کی می‌داند چرا کار جهان این‌گونه رسوایی‌ستدرشتی‌ دولتی دار...

به قول سهراب سپهری: زندگی ، وزن نگاهی سست که در خاطره ها می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط