گفتی که بُرو وصلِ تودیگر شُدَنی نیست

گفتی که بُرو وصلِ تودیگر شُدَنی نیست
دیوار ِ میانِ من و تو دَر شدنی نیست
گفتم که نَرانم زِ دَر ِخانه ات ایدوست...
کاین عمر بدون تو مرا سَر شُدنی نیست
گفتم که پر وبال مرا مَشکن و برگرد..
کاین مرغ بدون ِ تو کبوتَر شدنی نیست
گفتی به دلت رفتنِ من را بِقبولان....
افسوس دگر کودکِ دل خَرشُدنی نیست
گفتی که مَزن ضربه ی بیهوده به فولاد
کاین آهن پوسیده دِگر زَر شُدنی نیست
گفتی که مکُن ناله که دل رحم بیایَد....
کاین دیده برای تو دِگر تَر شدنی نیست
شاهینِ تو زد ضربه سختی به پرَ من....
کاین بال_ برایم پس ازین پَر شدنی نیست
دیدگاه ها (۴۴)

بر آتش خود آبی، از مشک نمی‌ریزمبی‌رحم‌تر از عشقم، من اشک نمی...

مثل عشقی که به داد دل تنها نرسدترسم این است که این رود به در...

دلتنگم و از حال دل من خبرت نیستبی تابم و در گردش ایام اثرت ن...

شبی تاریک و چشمانم به راه او ٬ نمی آید بیا مردانه درمانی بر...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط