افتابدرحجاب

📚#افتاب_در_حجاب
♥️#ادامه_قسمت43

اصحاب پیامبر، سعى در آرام کردن تو دارند اما تو بى خویش ضجه مى زنى:

اى اصحاب محمد! اینان فرزندان مصطفایند که به اسارت مى روند. و این حسین است که سرش را از قفا بریده اند و عمامه و ردایش را ربوده اند.اکنون آنقدر بى خویش شده اى... که نه صف فشرده دشمنان را در مقابلت مى بینى... و نه حضور زنان و دختران را در کنارت احساس مى کنى.
در کنار پیکر حسینت زانو مى زنى و همچنان زبان مى گیرى:

پدرم فداى آنکه در یک دوشنبه تمام هستى و سپاهش غارت و گسسته شد. پدرم فداى آنکه عمود خیمه اش شکسته شد. پدرم فداى آنکه سفر، نرفته تا چشم به بازگشتش باشد و مجروح نگشته تا امید به مداوایش برود. پدرم فداى آنکه جان من فداى اوست . پدرم فداى آنکه غمگین درگذشت . پدرم فداى آنکه تشنه جان سپرد. پدرم فداى آنکه محاسنش غرق خون است . پدرم فداى آنکه جدش محمد مصطفاست . جدش فرستاده خداست .

پدرم فداى آنکه فرزند پیامبر هدایت ، فرزند خدیجه کبراست ، فرزند على مرتضاست ، یادگار فاطمه زهراست.
صداى ضجه دوست و دشمن ، زمین و آسمان را بر مى دارد...
زنان و فرزندان که تاکنون فقط سکوت و صبورى و تسلى تو را دیده اند،...
با نوحه گرى جانسوزت بهانه اى مى یابند تا سیر گریه کنند...

#ادامه_دارد....
دیدگاه ها (۰)

📚#افتاب_در_حجاب♥️#قسمت44بهانه ای می یابند تا سیر گریه کنند.....

📚#افتاب_در_حجاب♥️#ادامه_قسمت44 همه را سوار مى کنم. همه وحشت ...

الهی‌مادر‌برات‌بمیرم...💔#فاطمیه🏴#مهدی_رسولی

-¡♥️روۍفـرش‌دل‌مـن‌جـوهرۍازعشق‌تـو یخـتآمـدم‌پاک‌ڪنم‌‌عـشق‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط