سکسه ام گرفته بود ؛

سکسه ام گرفته بود ؛

گفتم مرا بترسان ،

دستانم را رها کرد !

نفسم بند آمد ...
دیدگاه ها (۶)

با درد نبودنش که خو میکردمبا دیده تر به جاده رو میکردممی آمد...

نازنینا مُلک دل تسخیر توستپای جان بی قید، در زنجیر توستآتشی ...

هربار که می رفتی،ده سال از عمرم می رفت.هرطور حساب می کنم،حال...

....

به سر زلف تسلی نتوان كرد مرا دست گستاخ مرا بند قبا می‌بايد#ب...

گفتی بغلم کن که به آغوش تو سرمست ترینمگفتم تو بخواهی همه ی ع...

📺جدیدترین نماهنگ #محمد_اسداللهی با نام"عزیز ایران" ویژه تشیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط