یه روزایے

یه روزایے
یه شبایے
به یه آدماے خاصے
خیلےاحتیاج دارے
گوشیتو بر میدارے
شمارشو بگیرے
اما میدونے بےفایدس
اینقدر دلگیرو دلتنگےکه
یهو بخودت میاے
میبینےخیره شدے
به یه صفحه ےخالےبےجواب
اشکات سرازیر شدن
بعد با خودت فقط یه جمله میگے
اون همه دوست داشتن
آخرش چرا اینطورےشد !!!!
دیدگاه ها (۱۲)

مرد خوب…باید لا اقل یک قصه آرام بلد باشد…براےوقتهایے که عشقش...

رشته ے محبت را باید به ضریح دلے بستـــ که خیال کوچ کردن نداش...

بعضــےها گـــریه نمےکنند !!!!اما….از چشـــــم هایشان معـلـوم...

قلب ها به عشق و امید گرمند؛قلب هاے مصنوعےفقط ظاهرےزیبا دارند...

پارت39 قمار یا زندگی

خنده ی ممنوعه.

پارت۱۳:خب فک کنم عاشقت شدم! will i fill i love you

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌∶ гг # ...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۳(موقعیت:۹۰۰متر تا ua) (زمان:۵:۴۷)**...

پارت چهارمویو ا/تشینیچیرو با چهره ای سراسیمه و گیج شده از مغ...

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

Cieloپارت ۳از زبان تهیونگزیر کتک هاشون داشتم له میشدم که جون...

خنده ی ممنوعه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط