اینم رمانم...

اینم رمانم...
#پارت-اول-عشق-تمام-نشدنی:
توی فرودگاهم...همینجوری نشستم روی صندلی که از توی بلندگوها میگن(پرواز شماره 185 از تایلند به سیول)سریع کیفمو و چمدونمو برمیدارم و میرم طرف هواپیما...
چندساعت بعد.......
از پله های هواپیما میام پایین...آخ جووووون شهر آرزوهاااام...روی یکی از صندلیای فرودگاه میشینم که یهو گوشیم زنگ میخوره...مامانه...برمیدارم و میگم:
الوووو...سلام مامااااان
مامان-سلام جنی..رسیدی؟چیکار میکنی؟
من-اگه نرسیده بودم که گوشیم خاموش بود!هیچی همینجا نشستم روی صندلیا..
مامان-همونجا وایسا تا خانم کیم بیاد دنبالت..
من-خانم کیم کیه؟؟؟
مامان-وای باز یادم رفت بهش نگم خانم کیم...خانم اوه!
من-آها همون دوستتون که دربارش حرف میزدین و میگفتین با هم دوستین؟؟
مامان-آره همونه...دخترم مودب باشیاااااا
من-وا...ماماااان؟؟؟؟؟
مامان-گفتم که حواست باشه
میخندم و میگم:
حواسم هست...نگران نباشین
مامان-پس همونجا وایسا تا نیلا بیاد دنبالت...
من؛نیلا دیگه کیههههه؟؟؟؟؟؟؟
مامانن کلافه میگه:
اسم کوچیک خانم اووووه
من-آهان...باشه از جام جم نمیخورم
مامان-آفرین...وقتی رسیدی زنگ بزن..خدافظ
من-باشه خدافظ
گوشیو قطع میکنم و همونجا میشینم که یهو یه نفر دستشو میزاره رو شونم....

خوب بوووود؟؟؟؟؟چطور بووود؟؟؟بقیشم بنویسمممم؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۲۶)

بشه ها من که رمانمو گذاشتم...روزی یه پارت میزارم..اگه بده به...

این پارتش خیلی بهترهههه....نتونستم تاقت بیارم پارت دومشم نوش...

توجه توجه...بچه ها من دارم یه رمان می نویسم...حالا به نظرتون...

نه نه من امضا نمیدم خخخخخ...

✨REGRET✨PART: 1ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[ویو لارا...

My Friend ♡:)part.13.+..بله.بله؟؟.._.حوصلم سر رفته فقط دنبال...

My Fateful Destinyسرنوشت شوم من part ۶《 سلام 》خانم کیم دوبار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط