سلام من اتم سالمه و وقتی سالم بود خانوادم توی یه ت

سلام من ا/تم 18 سالمه و وقتی ۱۶ سالم بود خانوادم توی یه تصادف از دست دادم

پارت۱
ساعت ۹ صب بود که بلند شدم میخاستم امروز برمو دنباله کار بگردم..

راه افتادمو تا حدود ساعت ۱۱ شب بیرون بودم اما نتونستم کاری پیداکنم
باقیافه ناراحتو خسته ب سمت خونه رفتمو با خودم گفتم فرداهم میتونم دوباره بیام

فردا صب بلند شدمو دوباره مثل دیروز راه افتادم
داشتم پاده میرفتم ک یه آگهی کار توی عمارت ک برگش روی زمین افتاده بودو دیدم برداشتمش
گذاشتم توکیفم تا بعدا زنگ بزنم
خورشید داشت غروب میکرد ب سمت خونه رفتم
همین ک رسیدم افتادم روی تختم ک یهو یادم به اون آگهی افتاد.. از توی کیفم آگهیه رو برداشتمو به اون شماره عه روش زنگ زدم بعده چن تا بوق جواب داد
+برای کار زنگ زدم
*بله فردا ساعت ۹ به آدرسی که براتون فرستاده میشه بیاین
+ممنون

(تمام)
اومیدوارم خوشتون اومده باشه 😘❤
و بنظرتون ادامش بدم؟ تو کامنتا بگید.
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲*صبحبا صدای زنگ گوشیم بیدار شدم و نشستم جام کمی چشمامو...

پارت ۳+اباب اخه چرا باید خدمتکار شخصیش من بشم؟؟ به من چه خو ...

میخوام فیک از جیمین بزارم اسمش«ارباب» هسبزارم به نظرتون؟

#سناریو وقتی صداشون میکنی ددی من گشنمه.. نامجون: منظورتو درس...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط