از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
 تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم

بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
دیدگاه ها (۱۸)

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

⌗ روتین روزهای جمعه﹙تعطیلات﹚🍁روتین اول صبحگاهی🌼 • از خ...

شب التیام.

نشان سوخته.

دلتنگ یک رفیق پارت * شدو : واقعا امید داری ؟ من نباید میومد...

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

توکیو ریونجرز ( پارت2)بالاخره تاکه میچی آروم گرفتیکم بعد :سه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط