باد می وزد...

باد می وزد...
باید پنجره را باز بگذارم
شاید کمی بوی عطر سیب حرمت را
برایم بیاورد...
دیدگاه ها (۱)

باز هم محرم رسیده بیا باز هم از تو بی خبر ماندم عاشقانت زیار...

غم کربلا یک طرفغم توهم طرفی دیگردلتنگتیم...پس کِی قرار است ک...

همسایۀ صبر خواهرش بود حسندنبالۀ زخم مادرش بود حسنیک کوزه پر ...

به جز هوای حرم در سرم هوایی نیستاسیر دام تورا حاجت رهایی نیس...

عاشقانه های شبنم

.بوی سیب حرمت در کوچه ها می‌پیچدهمه آماده اند تا محرمی دیگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط