شور عشقی کرده بازم بیقرار

شور عشقی کرده بازم بیقرار
باز دل را داده‌ام بی‌اختیــــار

گو قـــرار حیــرت ماهم بده
ای که داری در تکاپویش قرار

ما به عهدت استوار استاده‌ایم
گر چه عهـد تـو نباشد استوار

چند باشم همچو چشمت ناتوان
چند باشم همچو زلفت بی‌قرار

یا مـرا یک روزگـاری دست ده
یا که دست از روزگار من بدار

#رضی‌الدین_آرتیمانی
دیدگاه ها (۰)

مرا دریاب ای صیاد! کمتر سرگرانی کنمن آزادی نمی‌خواهم قفس را ...

تنها در صورتی در لحظه مرگ افسوس خواهم خورد که مرگم، به خاطر ...

پای امّیدم، بیابانِ طلب گم‌ کرده‌ایشوق موسایم، سر کوی ادب، گ...

بیــا که با سر زلفت قــــرار خواهم کرد که گر ســرم بــرود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط