اختلالی از نوع عشق پارت اول
اختلالی از نوع عشق پارت اول
لینو: آره خب، درسته، من میتونم ذهن پسر هارو بخونم بعضی اوقات خوبه، ولی بعضی اوقات آرزو میکنم که ایکاش هیچوقت این قدرت رو نداشتم...
شخصیت ها:
لینو: ( نیازه دوباره معرفیش کنم ؟)
هان: یه آدمی که مشکل اختلال شخصیتی داره و توی تیمارستانِ
لورانی: دوست صمیمیه لینو
میرا: دوست دختر لینو
هی مین: برادر کوچیکتر هان
جه نا: دوست دختر قبلیه هان
به جین: برادر لورانی
لینو: برادر لورانی توی تیمارستان کار میکنه، ولی خیلی یهویی بیهوش میشه و میره تو کما، لورانی تنها کسیه که میدونه من میتونم ذهن بقیه رو بخونم، میگن وقتی یکی میره تو کما مغزش هنوز کار میکنه و صداها رو میشنوه، برای همین لورانی ازم خواست تا بریم پیش برادرش تا ذهنش رو بخونم.
از تيمارستان به لورانی زنگ زدن و بهش این خبر رو رسوندن، از پشت تلفن سر و صدای تيمارستانی هارو خیلی واضح میشنیدم، لورانی بهشون گفت که تا من میام اورژانس خبر کنین، ولی گفتن الان همه ی بیمار ها اومدن بیرون و غیر قابل کنترل شدن برای همین حتی ماهم نمیتونیم حریفشون بشیم، اگه اورژانس بیاد قطعا میریزن رو سر پرستار ها، برای همین اول به شما اطلاع دادیم.
من الان فقط و فقط دارم به خاطر لورانی میرم، چون از شلوغی متنفرم ( مخصوصا الان که تيمارستانین ) دیوونم برم توی هچین جای شلوغ و وحشتناکی ؟ اگه به خاطر لورانی نبود هرگز پامو اونجا نمیذاشتم..
#اختلالی_از_نوع_عشق
لینو: آره خب، درسته، من میتونم ذهن پسر هارو بخونم بعضی اوقات خوبه، ولی بعضی اوقات آرزو میکنم که ایکاش هیچوقت این قدرت رو نداشتم...
شخصیت ها:
لینو: ( نیازه دوباره معرفیش کنم ؟)
هان: یه آدمی که مشکل اختلال شخصیتی داره و توی تیمارستانِ
لورانی: دوست صمیمیه لینو
میرا: دوست دختر لینو
هی مین: برادر کوچیکتر هان
جه نا: دوست دختر قبلیه هان
به جین: برادر لورانی
لینو: برادر لورانی توی تیمارستان کار میکنه، ولی خیلی یهویی بیهوش میشه و میره تو کما، لورانی تنها کسیه که میدونه من میتونم ذهن بقیه رو بخونم، میگن وقتی یکی میره تو کما مغزش هنوز کار میکنه و صداها رو میشنوه، برای همین لورانی ازم خواست تا بریم پیش برادرش تا ذهنش رو بخونم.
از تيمارستان به لورانی زنگ زدن و بهش این خبر رو رسوندن، از پشت تلفن سر و صدای تيمارستانی هارو خیلی واضح میشنیدم، لورانی بهشون گفت که تا من میام اورژانس خبر کنین، ولی گفتن الان همه ی بیمار ها اومدن بیرون و غیر قابل کنترل شدن برای همین حتی ماهم نمیتونیم حریفشون بشیم، اگه اورژانس بیاد قطعا میریزن رو سر پرستار ها، برای همین اول به شما اطلاع دادیم.
من الان فقط و فقط دارم به خاطر لورانی میرم، چون از شلوغی متنفرم ( مخصوصا الان که تيمارستانین ) دیوونم برم توی هچین جای شلوغ و وحشتناکی ؟ اگه به خاطر لورانی نبود هرگز پامو اونجا نمیذاشتم..
#اختلالی_از_نوع_عشق
- ۴.۰k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط