درآن شهری که مردانش عصا از کور می دزدند

درآن شهری که مردانش عصا از کور می دزدند

من از خوش باوری آنجا محبت جستجو کردم
دیدگاه ها (۱۱)

در این شهر پر از جنجال و غوغایی، از آن شادم که با خیلِ غمش ...

کنج قفس می میرم و این خلق بازرگانمرگ مرا چون قصه ها نیرنگ می...

خسته ام من ! مثل پیکانی که خسته ست از اتوبان یا خیابانم ! که...

شرحِ دردیست که یک مرد دچارش باشد                      صد گره...

مرد تنهای شب @در این دنیا که مردانش عصا از کور می

مرد تنهای شب @,دراین دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند

السلام علی المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط