عزیزم

عزیزم
از شکایت های زنانه ام
دلخور نشو!
من که مثل تو بلد نیستم
وقت ناراحتی خودم را با ماشینم
سرگرم کنم
و شیشه های تمیزش را دوباره برق بیندازم
من نمی توانم خودم را با دیدن یک مسابقه ی فوتبال آرام کنم
و طوری داد بزنم "گل" انگار هیچ کجای جهان هیچ اتفاقی نیفتاده!
من روزنامه نمی خوانم و خودم را
بی خیال ترین آدم دنیا نشان
نمی دهم …
سیگاری هم نیستم
تا تمام غصه هایم را در یک لحظه دود کنم!
من یک زنم …
فقط می توانم تمام اندوهم را یکجا جمع کنم؛
و با تو تقسیمش کنم!
اما عزیزم
تو از این شکایت های زنانه ،ناراحت نشو …
چشمانت را ببند
و فکر کن
دارم برایت چند بیت شعر عاشقانه میخوانم …!
دیدگاه ها (۱)

پیرمردی فقیر، همسرش از او خواست شانه‌ای برایش بخرد تا موهایش...

آرزو می کنم توی این روزهای پاییزی توناگه فارغید ، عاشق بشید ...

صبـر ڪن!این راهـش نیسـت بانـو!نریـز اشڪهایی را ڪه هیچ ڪس لای...

پیدا کردن یک دوستبا وفا و صادقمانند یافتن قطره اشکیدر اقیانو...

رمان ونزدی آدامز کاپشن مهم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

★وقتی طلاق میگیرید اما اون...p³(*یک هفته بعد*)جیمین:حدودا یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط