پدرخوانده
پدرخوانده
ـــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۵
پرش زمانی به۱سال بعد
از زبان راوی
توی این یک سال جونگ کوک عاشق یوری شده بود(توی این یک سال جونگ کوک سادیسمی شده بود ولی نشون نمیداد و تمرکز بیشتری داشت تا یوری نفهمه)
ویویوری
+صبح بیدارم شدم رفتم wcکه کارای لازم را انجام بدم که از طبقه پایین صدای داد وبیداد شنیدم فورا با همون لباس خواب رفتم پایین
(جونگ کوک به اجوما سپرده بودم که توی هر وعده ی غذایی باید غذاهایی باشه که یوری دوست داره )
ویو جونگکوک
-صبح از خواب بیدار شدم لباس پوشیدم ورفتم طبقه پایین دیدم صبحونه موردعلاقه یوری را درست نکرده که عصبی شدم وعربده زدم وسفره را گرفتم کشیدم وتمام ظرفا شکست
ـــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۵
پرش زمانی به۱سال بعد
از زبان راوی
توی این یک سال جونگ کوک عاشق یوری شده بود(توی این یک سال جونگ کوک سادیسمی شده بود ولی نشون نمیداد و تمرکز بیشتری داشت تا یوری نفهمه)
ویویوری
+صبح بیدارم شدم رفتم wcکه کارای لازم را انجام بدم که از طبقه پایین صدای داد وبیداد شنیدم فورا با همون لباس خواب رفتم پایین
(جونگ کوک به اجوما سپرده بودم که توی هر وعده ی غذایی باید غذاهایی باشه که یوری دوست داره )
ویو جونگکوک
-صبح از خواب بیدار شدم لباس پوشیدم ورفتم طبقه پایین دیدم صبحونه موردعلاقه یوری را درست نکرده که عصبی شدم وعربده زدم وسفره را گرفتم کشیدم وتمام ظرفا شکست
- ۳.۷k
- ۲۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط