و کسی چه میداند لحظه های تنهایی پر است از دلتنگی

و کسی چه میداند لحظه های تنهایی پر است از دلتنگی ...
در میان جمع هم میشود تنها بود فکر تو در گرو اغوش کسی هست که نیست مرز ما فاصله ایست بین تنهاییها میخورد راه به بن بست تاریکیها ...
اخر این عشق مرا خواهد کشد ... اخر این عشق مرا خواهد سوخت ...باز هم این عشق مرا خواهد ساخت .. مثل ققنوس میان خاکسترها ... باز خواهم گشت به دشت شقایقها ...اخ تنهایی چقدر درد کشید... من بمیرم که چنین تنهایی ...
نویسنده صمد سالاری تقدیم به نگاه مهربونتون
دیدگاه ها (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط