.
دیدگاه ها (۲)

.

ﺷﺒﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ,ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﯿﻎ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻢ ..ﺑﮕﻔﺘﻢ:ﺧﺎﻟﻘﺎ, ﻳﺎﺭﺏ ﺗﻮ ...

ﻣﯿﮕــﻔﺖ ﺗﺎ ﻧﻔــﺲ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﻫﺎﺗﻢ !! ﺍﻻﻥ ﻧﻔﺲ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﻣــﺎ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﻧﯿﺴ...

خدايا هى ميخوام بگم شكرت واسه اين زندگى...ميترسم ناراحت شى ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط