دردت را نمیفهمند این جماعت
دردت را نمیفهمند این جماعت
پای غم هایت که مینشینند...
درست لحظه ای که اشک چشمانت بند نمی آید،
بغض گلویت را میفشارد
و درون قلبت آتشیست،
میگویند فراموشش کن
میگویند تمام شد و رفت!
یکی نیست که بگوید مگر میشود عشقش را از یاد برد...
یکی نیست که بگوید مگر میشود بوسه های شیرینش را از یاد برد
یکی نیست که بگوید...
پای غم هایت که مینشینند...
درست لحظه ای که اشک چشمانت بند نمی آید،
بغض گلویت را میفشارد
و درون قلبت آتشیست،
میگویند فراموشش کن
میگویند تمام شد و رفت!
یکی نیست که بگوید مگر میشود عشقش را از یاد برد...
یکی نیست که بگوید مگر میشود بوسه های شیرینش را از یاد برد
یکی نیست که بگوید...
- ۲.۴k
- ۰۲ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط