در گرماگرم عملیاتکربلایچهار در ساحل امالرصاص مجروح

در گرماگرم #عملیات_کربلای_چهار، در ساحل #ام_الرصاص مجروح افتاده بودم. از شدت آتش دشمن، هیچ قایق خودی نمی توانست بیاید این طرف رود. ناگهان دیدم قایقی از راه رسید و چند نفر لباس خاک یو پیشانی بند بسته از آن پیاده شدند.

شناختمش. ستار ابراهیمی بود. تا مرا دید و آمد چیزی بگوید، بی سیم چی اش گفت: حاجی جان! #جنازه برادرتان صمد همین جاست. اگر اجازه بدهید با همین قایق برش گردانیم.

حاج ستار در حالی که بند کلاهش را در دستش گره می زد، گفت: نه. دوباره بی سیم چی من و منی کرد که حاجی گفت: هر وقت جنازه همه را برگرداندید، جنازه صمد را هم برگردانید. والسلام. دیگر هم در این موضوع چیزی نمی خواهم بشنوم.
#شهید_ستار_ابراهیمی #سیره_مدیریتی_شهدا #مدیریت_عدالت_محور
#کتاب_غواص_ها_بوی_نعنا_می_دهند؛ نوشته حمید حسام؛ نشر شهید کاظمی؛ جاپ اول ناشر-بهار 1398 ؛ صفحه 74.

✂ ️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام (ایتا و هورسا👇 )
@boreshha
🌍 http://www.boreshha.ir/
دیدگاه ها (۲)

#سیره_حضرت_امام_جواد (ع): از #کودکی صلابتی خاص در برخورد با ...

محمد نسبت به #پدر_و_مادر ش کمال محبت و احترام را داشت. وقتی ...

تاریخ دقیق شهادت شهید محمد ابراهیم همتمتن کامل به همراه مستن...

فرازی از وصیت نامه شهید سید حمید میر افضلی:گرچه فلسفه ی قربا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط